بگو سرگرم چی بودی که انقد ساکت و سردی

 خودت آرامشم بودی خودت دلواپسم کردی

ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه

 چقد باید بمونم تا یکی مثل تو پیدا شه

تو روز و روزگار من بی تو روزای شادی نیست

تو دنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست



سلام ای ناله ی بارون سلام ای چشمایه گریون  سلام ای روزای تلخ من  هنوزم دوسش دارم


سلام ای بغضه تو سینه سلام ای آهه آیینه سلام شبهای دلکندن  هنوزم دوسش دارم



نمیدونی تو این روزا چقد حالم پریشونه 

دلم با رفتنت تنگ و دلم با بودنت خونه

خراب حال من بی تو نمیتونم که بهتر شم 

تو دستای تو گل کردم بزار با گریه پرپر شم




امــروز

دلــم تنگ دیــروزی است

که میگفتــی :

“فردایــت را می ســـازم …”

خواب

دیروز خوابت و دیدم-اومد بودی خونمون و بهم میگفتی چرا رفتی  - صب ساعت 7 با زنگ گوشیم از خواب پریدم  و تا خود ساعت  8 گریه کردم.

میدونم دیونم راس گفتیی-

تو فراموش کرد آفرین....